خانه / کسب و کار اینترنتی / ۱۰ باور محدود کننده که نمیگذارد کسب و کار اینترنتی خود را راه اندازی کنید

۱۰ باور محدود کننده که نمیگذارد کسب و کار اینترنتی خود را راه اندازی کنید

هر از گاهی پیام هایی درباره اینکه پول سخت گیر میاد یا اینکه دیگه کسی نمیخره یا ایده های جدید برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی نیست، تو این مملکت دیگه نمیشه پول درآورد و … از دوستان و همراهان وب سایت همیار وب به گوشم می رسد که شخصا برای من خوشایند نیست.

این باورهای محدود کننده که در ذهن خیلی از دوستان جا خوش کرده است باعث می شود تا هیچ وقت نتوانند کسب و کارشان را راه اندازی کنند یا اینکه اگر همین حالا کسب و کاری دارند در آن به موفقیت نرسند و خیلی زود متوقف شوند.

کسب و کارهای زیادی را در این چند سال دیده ام که به دلایل مختلفی متوقف شده اند و دیگر به کار خود ادامه نداده اند که تنها دلیل اصلی اش به نظرم همین باورهای محدود کننده ای است که همیشه و در هر شرایطی در ذهن ما به صورت پنهانی وجود دارند.

باور محدود کننده دقیقا چیست؟ هر چیزی که در ذهن شما بر خلاف آن چیزی است که قصد دارید انجامش بدهید باور محدود کننده است. به قول ناپلئون هیل انسان به هر چیزی که فکر کند و باور داشته باشد به آن می رسد.

در این مقاله قصد دارم در مورد باورهای محدود کننده ای صحبت کنم که در ذهن خیلی از دوستان وجود دارد و نمی گذارد که کسب و کارشان را راه اندازی کنند یا آن را به موفقیت برسانند. اگر شما هم باورهای محدود کننده پنهانی در ذهن خود دارید پیشنهاد می کنم حتما تا انتهای این مقاله همراه من باشید چون قصد دارم با دلیل و منطق به شما ثابت کنم همه این ها باورهای محدود کننده است و هیچ چیزی نمی تواند جلوی موفقیت شما را بگیرد.

پس اگر برای خود ارزش قائل اید و تشنه موفقیت هستید از شما درخواست می کنم وقت خود را چند دقیقه ای به من بدهید و در این مقاله همراه من باشید.

 

باورهای محدود کننده در کسب و کار اینترنتی

10 باور محدود کننده ای که به صورت پنهانی در ذهن شما وجود دارد!

خیلی اهل مقدمه نویسی نیستم و یک راست میرم سر اصل مطلب. به طور کلی باورهای محدود کننده زمانی که قصد داریم کسب و کاری را شروع کنیم در ذهن ما نقش می بندند. جالب است بدانید بسیاری از اساتید موفقیت در دنیا این باورها را به وسوسه های شیطانی تشبیه می کنند.

خیلی از این باورها هم زمانی در ما شکل می گیرد که با اطرافیان مان ایده مان را مطرح می کنیم. یا زمانی که در آن حوزه ای که قصد داریم ورود کنیم اطرافیان مان را می بینیم و کسب و کارهای فعلی را بررسی می کنیم. یا حتی در وسط کار! در هر شرایطی ممکن است این باورهای غلط و محدود کننده سراغ ما بیایند.

مثلا این باورهای غلط ممکن است اینطور در ذهن ما باشند: من که بلد نیستم محتوا تولید کنم؟ من که بلد نیستم سایت طراحی کنم! بین این همه رقیب کی از من میخره؟ همه دارن پول میدن و تبلیغ می کنن من که سرمایه ای ندارم! من که نمی تونم تنهایی شروع کنم حتما باید تیم داشته باشم و …

 در ادامه در مورد باورهای محدود کننده ای صحبت می کنم که مطمئن هستم همین حالا در ذهن شما وجود دارد یا در آینده ممکن است به سراغ تان بیاید. پس با من همراه باشید.

 

به تنهایی نمی توان کسب و کاری را شروع کرد

اولین باور محدود کننده ای که در ذهن خیلی از دوستانی که تا به امروز کسب و کار خود را راه اندازی نکرده اندوجود دارد این است که به هیچ وجه نمی توان تنهایی یک کاری را شروع کرد و باید حتما چند نفر باشیم یا یک تیم داشته باشیم.

خیلی از مشتریان همیار وب که کل محصولات ما را خریده اند را می شناسم که بعد از دو سال هنوز دست به کار نشده اند!

تیم سازی کار آسانی نیست ولی شدنی است. اما برای کسی که قصد دارد کسب و کاری را استارت بزند اصلا نیاز به تیم سازی نیست، تنها و با دست خالی هم می توان کسب و کاری راه اندازی کرد. من بارها خودم را در این مورد مثال زدم که به تنهایی سایت همیار وب را راه اندازی کردم و در این مدت توانستم به موفقیت هایی هر چند اندک برسم.

بعد از سه سال تازه شرایطی فراهم شده است تا بتوانم تیم سازی کنم و یکسری از کارهای سایت را به اشخاص دیگری محول کنم.

دوستان هر وقت باوری محدود کننده در ذهن شما شکل گرفت فقط یک نمونه که همین حالا آن باور را نقض می کند را به یاد بیاورید. درست مثل همین باور محدود کننده که حالا می دانید حداقل یک نفر را می شناسید که به تنهایی کسب و کاری راه اندازی کرده و به موفقیت رسیده است. البته خیلی ها به تنهایی کسب و کاری را راه اندازی و به موفقیت رسانده اند ولی برای مثال همین یک نمونه برای غلبه بر این باور محدود کننده به نظرم کافیست.

 

در منطقه ای که زندگی می کنیم فرصت پولسازی وجود ندارد!

چند وقت پیش با دوستی صحبت می کردم که محل زندگی اش روستایی در یکی از نقاط مرزی کشور بود. قصد داشت کسب و کار اینترنتی برای خود راه اندازی کند ولی نمی دانست در منطقه ای که زندگی می کند چطور باید این کار را انجام دهد. از من مشاوره ای گرفت و در صحبتی که با هم داشتیم ایده ای به ذهنش رسید که محصولاتی را با قیمت پایین از لب مرز وارد ایران کند و بفروشد. به همین سادگی در صحبتی که با هم داشتیم این ایده به ذهنش رسید.

البته نمیخوام بگم من باعث شدم این ایده به ذهنش برسد! فقط خواستم بگم گاهی وقت ها ایده هایی به ذهن تان می رسد که جلوی دیدتان است ولی ازشان استفاده نمی کنید.

در کسب و کار اینترنتی محدودیت زمانی و مکانی معنایی ندارد! خیلی از مشتریان ما در شهر ها و روستاهای مختلفی هستند که بدون فروش محصول و فقط با همکاری در فروش کسب درآمد می کنند. همیشه نیاز به تولید و ارائه یک محصول یا خدمت خاص نیست! در هر شرایطی که باشید می توانید از اینترنت پول درآورید.

این یک باور محدود کننده است که چون در فلان شهر، روستا یا منطقه زندگی می کنیم فرصت های پولسازی در آنجا وجود ندارد.

با شخص دیگری صحبت می کردم که می گفت غیر ممکنه من اینجا بتونم پول در بیاورم و حتما باید بیام تهران و دفتر بزنم. در صورتی که در همان منطقه من ایده ای را مطرح کردم که همین حالا از آن به درآمد میلیونی در ماه رسیده است.

 

در شرایط فعلی اقتصادی کشور پول سخت بدست می آید

برای غلبه بر این باور محدود کننده کافی است نگاهی به فروشگاه های اینترنتی کشور بیاندازید که در همین اوضاع نابسامان (البته از دید بعضی ها) درآمدشان روز به روز رو به افزایش است. در گزارشی که دیجی کالا چند روز پیش ارائه داد اعلام کرد که رشد 35 درصدی در فروش مارکت پلیس اش داشته است. به نظرم 600 میلیارد تومان در ماه فروش قابل توجهی است.

خرید و فروش هایی که در بورس، طلا و جواهر، ماشین و املاک دیده می شود آیا خبر از اوضاع بد اقتصادی می دهد؟ پر شدن ظرفیت پیش فروش ماشین های ایران خودرو و سایپا که در کمتر از یک دقیقه انجام می شود آیا نشان دهنده این است که پول سخت بدست می آید؟ آیا نشان دهنده این است کسی پول نمی دهد؟ کسی دوست ندارد پول خرج کند؟

این که نرخ دلار بالا رفته، تحریم ها شدید شده، ترامپ ایران را محدود کرده و … همه این ها باورهای محدود کننده ای است که فقط در ذهن شماست. همین و بس! در همین شرایط فعلی هم می توان بیشتر از قبل درآمد داشت.

همین حالا در همین اوضاع فعلی فروش محصولات ما از قبل بیشتر شده است. دلیلش چیست؟ دلیلش این است که مردم همیشه پول دارند و همیشه در هر شرایطی آن را خرج می کنند. همیشه نیاز وجود دارد و همیشه هم آن را رفع می کنند.

پس شک نکنید این یک باور محدود کننده ای است که می گویند الان فروش کم شده یا مردم دیگر مثل قبل پول خرج نمی کنند!

 

برای رسیدن به موفقیت حتما نیاز به ارائه محصول یا خدمات خاص است

خاص بودن خدمات یا محصولات شما فقط باعث می شود عده ای دنبال کننده دائمی شما شوند. این تنها دلیل برای موفقیت شما نیست! خیلی از کسب و کارهای دیگر بدون داشتن محصول خاصی به درآمد های باور نکردنی رسیده اند.

این یک باور محدود کننده ای است که باعث شده تا به امروز افراد زیادی کسب و کار خود را راه اندازی نکنند. بدون ارائه محصول یا خدمات خیلی خاص هم می توانید به درآمد بالا برسید.

برای نمونه افرادی که همکاری در فروش می کنند را ببینید که چطور بدون ارائه هیچ محصولی به درآمد های بالا در ماه رسیده اند! سایت هایی را می شناسم که بدون ارائه هیچ محصول یا خدماتی توانسته اند کسب و کار مطمئن و پایداری را برای خود راه اندازی کنند.

پس شما هم هیچ وقت خودتان را درگیر این باور محدود کننده نکنید. همیشه نیاز نیست به دنبال محصول خاصی باشید که با ارائه آن به مشتریان تان پولدار شوید.

 

ایده های ناب و پولساز دیگر وجود ندارد یا قبلا اجرا شده اند

ایده ناب را کلا فراموش کنید. با ایده کپی هم می توان موفق بود. مهم این است که چه کسی با چه هدفی آن را عملی می کند.

به نظرم یکی از بدترین باورهای محدود کننده این است که الان ایده خوب برای راه اندازی کسب و کار پیدا نمی شود یا اینکه قبلا همه ایده های خوب عملی شده و دیگر نمی توانیم از آن ایده ها استفاده کنیم.

در هر حوزه ای که ببینید سایت های زیادی در حال گسترش هستند و روز به روز زیاد می شوند. همین حوزه کسب و کار اینترنتی را ببینید که از سه سال گذشته تا الان چند سایت دیگر روی کار آمده اند که در حال پیشرفت هستند؟ با وجود این همه رقبای سرسخت و قدیمی باز هم در حال گسترش هستند.

باز هم مجبورم سایت همیار وب را مثال بزنم. زمانی که وب سایت همیار وب راه اندازی شد رقبای قدیمی و نسبتا زیادی در این حوزه فعالیت می کرند. اما حالا اثری از خیلی از آن ها نیست و همیار وب بهتر از آن ها ظاهر شده است.

این یک باور محدود کننده ای بیش نیست که ایده حتما باید ناب و دست نخورده باشد یا اینکه از ایده های کپی نمی توان استفاده کرد!

مثال های زیادی در ایران و در دنیا وجود دارد که این باور محدود کننده را نقض می کند. به عنوان مثال گوگل اولین موتور جست و جو در دنیا نبود! قبل از آن موتورهای جست و جوی دیگری وجود داشتند اما حالا اثری از آن ها نیست و گوگل رتبه یک در موتور جست و جو در دنیاست.

یا به عنوان مثال اپل برای اولین بار گوشی لمسی روانه بازار نکرد! اپل از بلک بری کپی کرد اما حالا خیلی محبوب تر از بلک بری است.

تنها دلیلی که ایده های کپی نتیجه خوب می گیرند این است که دقیقا مثل آن ها عمل نمی کنند و حداقل یک وجه تمایزی با رقبای خود دارند.

همین حالا ایده های استارت آپی فراوانی وجود دارد، مثل اپلیکیشن های خدمات در محل اما آیا همه آن ها بدون نقص هستند؟ آیا همه آن ها دست نیافتنی هستند؟ به هیچ وجه اینطور نیست! شما در هر موضوعی که بخواهید می توانید ورود کنید و بهتر از رقبای خود ظاهر شوید. بدون شک این اطمینان را به شما می دهم اگر مزیت رقابتی داشته باشید صد در صد در هر حوزه ای موفق خواهید بود حتی با وجود رقبای قدرتمند و قدیمی.

 

اطرافیانم نسبت به ایده ای که دارم بدبین هستند

همیشه افرادی اطراف تان هستند که نسبت به کاری که قصد دارید انجامش بدهید بدبین هستند. افرادی که نه تجربه ای در آن موضوع دارند و نه علم اینکه آیا انجام آن کار درست است یا خیر!

البته شاید از روی بی تجربگی باشد یا اینکه واقعا نمیخواهند شما به موفقیت برسید. آن ها به جایی نرسیده اند و قصد دارند شما را هم دلسرد کنند تا از آن ها جلو نزنید.

ممکن است پدر یا مادر یا اطرافیان شما سن و سالی ازشان گذشته باشد و تجربه های زیادی در زندگی داشته باشند اما به هیچ وجه افرادی نیستند که در حوزه ای که شما قصد ورود در آن را دارید تجربه داشته باشند.

مشورت با این افراد یا گوش دادن به حرفشان باعث می شود این باور محدود کننده در ذهن شما شکل بگیرد که این کسب و کار به دردتان نمیخورد و اگر راه اندازی اش کنید چون تجربه ای در آن ندارید قطعا شکست می خورید.

باید از افرادی مشاوره بگیرید که در آن کار تجربیاتی داشته اند نه کسانی که تجربه ای نداشته اند!

به خاطر همین است که خیلی از افرادی که در اطراف شما هستند نمی توانند مشاور خوبی برای شما باشند. به هیچ وجه نباید به حرف آن ها گوش دهید. هر طور که شده باید فکری که در ذهن تان است را عملی کنید.

البته اصلا منظورم این نیست که با اطرافیانتان دعوا کنید بلکه سعی کنید حرف تان را اثبات کنید. به راحتی با نشان دادن نمونه های موفق به آن ها ثابت کنید کسب و کار شما نیز موفق خواهد بود. به عنوان مثال سایت هایی را به آن ها نشان دهید که همین حالا در این شرایط اقتصادی درآمد میلیونی در ماه دارند.

 

برای رسیدن به موفقیت حتما باید شکست بخورید

اینکه شکست ها در کسب و کار باعث پیشرفت شما می شوند قطعا درست است اما اگر از شکست ها درس بگیرید، نه اینکه باز هم آن ها را تکرار کنید.

اما اینکه حتما باید شکست بخورید تا به موفقیت برسید قطعا یک باور غلط و محدود کننده است. کسب و کارهای زیادی وجود دارند که بدون اینکه شکست سنگینی متحمل شوند به موفقیت رسیده اند. این اصلا منطقی نیست که شکست خوردن باعث موفقیت حتمی شما می شود.

اگر شما هم اطلاع و آگاهی کامل از کاری که قصد انجام آن را دارید داشته باشید هرگز شکست نمیخورید. چرا زمانی که می توان از تجربیات دیگران استفاده کرد باید حتما طعم شکست را بچشید تا به موفقیت برسید؟

البته در مسیر رسیدن به موفقیت ممکن است شکست های کوچکی را تجربه کنید اما اسم این شکست نیست! ممکن است در فلان کمپین تبلیغاتی بازگشت سرمایه ای نسبت به هزینه ای که کرده اید نداشته باشید. اسم این شکست نیست! این برای شما تجربه است و همین تجربیات هستند که شما را به موفقیت می رسانند.

 

فعلا برای راه اندازی کسب و کار زوده چون تجربه ای ندارم

خیلی از دوستان را دیده ام که به انباشت اطلاعات در ذهن خود مشغول اند و برای افزایش آگاهی و اطلاعات شان در دوره های مختلفی مختلفی شرکت کرده اند. اما همچنان می ترسند کسب و کار خود را راه اندازی کنند. چون فکر می کنند الان زوده و باید بیشتر بدانند و تجربه های زیادی کسب کنند.

مدتی در یک شرکت کامپیوتری مشغول به فعالیت بودم و یکی از همکارانم که حقوق بگیر بود تجربه ای حدود 5 ساله در آن کار داشت. همیشه بهش می گفتم پس کی میخوای خودت کسب و کارت رو شروع کنی؟ کی می خوای مستقل بشه؟ او هم همیشه می گفت باید تجربه ام بره بالاتر و بیشتر خاک بخورم تو این کار!

این یک باور غلط است که تجربه در کسب و کار مهم است! البته هر چقدر تجربه تون بیشتر باشد مسلما بهتر است. اما شما به این فکر کنید که هیچ کسی تو هر کاری از ابتدا با تجربه نبوده! توی کار بوده که با تجربه شده است.

شما هم هر چه سریعتر باید کسب و کارتان را شروع کنید چون واقعا همین الان هم دیر است. هر چقدر که می گذرد سر و کله کسب و کارهای زیادی پیدا می شود که توی حوزه کاری شما مشغول به فعالیت می شوند. با این دست و آن دست کردن کمک به قوی تر کردن آن ها می کنید.

 

بدون پول و سرمایه نمی توان کسب و کاری را راه اندازی کرد

یکی از باورهای غلط که باعث می شود خیلی از افراد کسب و کارشان را راه اندازی نکنند این است که بدون سرمایه نمی توان کسب و کاری را شروع کرد. من زمانی که وب سایت همیار وب را راه اندازی کردم با اینکه سرمایه به اندازه کافی داشتم اما هیچ وقت به آن دست نزدم و بدون سرمایه با هزینه خیلی محدودی سایتم را راه اندازی کردم.

دقیقا به این خاطر که به اطرافیانم ثابت کنم بدون سرمایه هم می توان کسب و کار اینترنتی داشت. اینکه حتما باید سرمایه زیادی برای راه اندازی کسب و کار داشته باشید یک باور محدود کننده است که راه اندازی کسب و کارتان را روز به روز به تعویق می اندازد.

شاید پیش خودتان فکر کنید چون من در همه چیز تخصص داشتم توانستم این کسب و کار را برای خودم راه اندازی کنم. در صورتی که اصلا اینطور نیست! من خیلی از چیزهایی که یاد گرفتم را زمانی که همیار وب را راه ندازی کرده ام بود.

قبلا هم بارها اشاره کرده ام برای راه اندازی یک کسب و کار نیاز به سرمایه زیادی ندارید و اگر هم داشته باشید می توانید خودتان آن را فراهم کنید. با کارهای موقتی که شما را به پول می رساند. همین می تواند باعث فراهم کردن سرمایه اولیه تان در حد چند میلیون تومان باشد.

 

در هر کسب و کاری بدون تبلیغات نمی توان به موفقیت رسید

آخرین باور محدود کننده ای که قصد دارم در موردش صحبت کنم تبلیغات در کسب و کار است. خیلی از افرادی که با آن ها صحبت می کنم باورشان این است که بدون تبلیغات نمی توان در هیچ کسب و کاری موفق شد. تبلیغات هم که نیاز به سرمایه زیاد دارد!

تبلیغات فقط شتاب دهنده شما در افزایش درآمدتان است. همین و بس. بدون یک ریال هزینه بابت تبلیغات هم می توانید کسب و کارتان را به موفقیت برسانید. من تا الان هیچ تبلیغاتی برای همیار وب نداشته ام و روز به روز هم به مشتریانم افزوده می شود. سایت های هم حوزه ما هم خیلی هاشون تبلیغاتی تاکنون نداشته اند.

تا زمانی که چیزی به نام گوگل است و می توان به صورت کاملا رایگان از آن هزاران مشتری هدفمند جذب کرد نیازی به تبلیغات نداریم. چرا روی سئو سرمایه گذاری نکنیم؟ تا زمانی که در اینستاگرام می توانیم هزاران مخاطب هدف را فقط با تولید محتوا جذب کنیم چه نیازی است که حتما تبلیغات کنیم؟ خلاصه که کسب و کارهای زیادی را هم من و هم شما دیده ایم که بدون هیچ تبلیغاتی توانسته اند به موفقیت برسند. پس شک نکنید شما هم می توانید.

شما هم این باور محدود کننده را از ذهن تان پاک کنید. زمانی که به درآمد رسیدید می توانید گوشه ای از درآمدتان را صرف تبلیغات جهت رشد کسب و کارتان کنید.

 

جمع بندی و سخن آخر

امیدوارم با خواندن این مقاله باورهای محدود کننده خود را شناسایی کرده باشید و خیلی سریع آن ها را از ذهن تان پاک کنید. تا زمانی که این باورهای محدود کننده و غلط در ذهن شما باشد به هیچ وجه نمی توانید کسب و کار خود را راه اندازی کنید یا اگر هم اکنون کسب و کاری دارید آن را به موفقیت برسانید!

امیدوارم از این مقاله هم استفاده کافی را برده باشید. اگر شما هم باور محدود کننده دیگری سراغ دارید که جایش در این مقاله خالی است خوشحام می شوم در قسمت کامنت های همین بخش بنویسید.

درباره‌ی جاوید گرشاسبی

جاوید گرشاسبی
علاقه زیادم به دیجیتال مارکتینگ باعث شد تا همیار وب را راه اندازی کنم. به نوشتن هم علاقه زیادی دارم و سعی می کنم با مقالاتی که منتشر می کنم نیازتون رو برطرف کنم. تمام محتویات سایت از تجربیات شخصی خودم هست و هدف اصلیم انتقال آن ها به شماست.

3 نظر

  1. بله واقعا همینطور هست که شما گفتید.
    عامل تمام محدودیت های یک فرد و تمام کارهایی که می تونستیم انجام بدیم و ندادیم ، خود ما هستیم. خود بنده تا چند وقت پیش هم میخواستم سایتمو طراحی کنم همش یکی میگفت چجوری؟ مگه میشه؟ با کدوم پول؛ بعدش چجوری محتوا تولید کنم؟
    ولی الان کسب و کارخودمو دارم و ازش درآمد کسب می کنم.
    ممنون از مقاله خوبتون

  2. سلام و عرض ادب چند مقاله ای را خواندم بسیار عالی و موثر بود سپاسگزارم

  3. احسان عبداللهی

    دلایل بسیار درستی بودند. خصوصا قسمتی که گفتید در شرایط اقتصادی فعلی کسی پول خرج نمیکنه یا سخت خرج می کنه. برعکس خیلی هم خوب خرج می کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.