خانه / کسب و کار اینترنتی / از کجا بفهمیم ایده ای که انتخاب کرده ایم پولساز است؟

از کجا بفهمیم ایده ای که انتخاب کرده ایم پولساز است؟

چطور ایده های پولساز پیدا کنیم؟ از کجا بفهمیم ایده ای که انتخاب کرده ایم آینده دارد یا خیر؟ دنبال ایده های پولساز می گردم. یه ایده پولساز برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی میشه بهم معرفی کنید؟ این سوالاتی است که روزانه دوستان زیادی از من می پرسند و من هم معمولا جوابی برای سوالات و درخواست های کلی ندارم که بدهم.

دغدغه اصلی هر شخصی که قصد دارد کسب و کاری راه اندازی کند این است که آیا این ایده ای که من انتخاب کردم می تونه من رو پولدار کنه یا نه؟ شاید از دید خیلی ها تشخیص ایده های پولساز در ایران کار سختی به نظر برسد و حتما باید از متخصصی در این موضوع مشاوره گرفت. اما تشخیص یک ایده پولساز خیلی هم کار پیچیده ای نیست!

من در این مقاله قصد دارم شما را در تشخیص و بررسی ایده های پولساز کسب و کار کمک کنم. چند سوال مهم وجود دارد که قبل از شروع هر کاری باید از خود بپرسید. اگر پاسخ به این سوالات را بدانید آن وقت متوجه این می شوید که آیا کسب و کاری که قصد راه اندازی اش را دارید می تواند شما را ثروتمند کند یا خیر.

اصلا مهم نیست چقدر رقابت در یک حوزه کاری زیاد باشد، اصلا مهم نیست همین حالا رقیبان سر سختی در حوزه کاری شما وجود دارند، اصلا مهم نیست سرمایه شما برای ورود به حوزه مربوطه کم باشد. مهم این است که به کاری که می کنید تعهد داشته باشید. علاقه و اشتیاق سوزان مهمترین عاملی است که شما را در هرکاری به صورت ناخودآگاه موفق می کند.

در این مقاله همراه من باشید تا شما را با تشخیص ایده های پولساز کسب و کار اینترنتی بیشتر آشنا کنم. البته همانطور که عرض کردم هر کسب و کاری که بخواهید راه اندازی کنید باید از قبل این سوالات را از خود بپرسید و به آن ها پاسخ صحیح دهید. همراه من باشید.

 

از کجا بفهمیم ایده ای که انتخاب کرده ایم پولساز است یا خیر؟

در این قسمت قصد دارم سوالاتی را مطرح کنم که نشان دهنده پولساز بودن ایده انتخابی شماست. اگر به این سوالات قبل از شروع هر کسب و کاری پاسخ درست دهید تضمین کننده این است که ایده ای که انتخاب کرده اید پولساز است و شما را به موفقیت می رساند.

مطمئن شدن از ایده های پولساز

 

آیا تقاضا در حوزه ای که انتخاب کرده اید بالاست یا خیر؟

وجود رقبای زیاد در هر حوزه ای نشان دهنده این است که تقاضا در حوزه مربوطه بالاست. بر خلاف عقیده خیلی از دوستان ورود به حوزه ای که رقابت زیادی در آن وجود دارد کار اشتباهی است و شانس موفقیت در آن بسیار پایین است باید بگویم این نظریه کاملا اشتباه است.

اگر در هر حوزه ای رقابت بالا باشد این نشان دهنده این است که در آن حوزه تقاضا بالاست و همین موضوع باعث می شود کسب و کاری که قصد راه اندازی اش را دارید آینده دار باشد.

اگر اولین نفر باشید که بخواهید ایده ای را عملی کنید و قبل از شما کسی آن ایده را عملی نکرده است کار شما بسیار پر ریسک و سخت خواهد بود. درصد شکست شما در کسب و کارتان بالا خواهد رفت.

البته این به معنی این نیست که ایده های ناب و دست اول که هنوز عملی نشده اند هیچوقت موفق نمی شوند! شاید پیش خود بگویید اسنپ اولین بوده که موفق شده است. بله همینطوره اما با سرمایه گذاری بالا و اینکه آن ایده از قبل در کشورهای خارجی تست شده بود و جوابش را پس داده بود. ولی این موضوع برای کسانی که با بودجه محدود می خواهند کسب و کاری راه اندازی کنند خطرناک است و احتمال شکست در آن خیلی بالا می رود.

شاید نتوانید اولین باشید اما می توانید بهترین در حوزه کاری خود باشید. و این موضوع فقط و فقط با وجود رقبای سر سخت برای شما امکان پذیر خواهد بود. اگر سرمایه اندکی برای شروع یک کسب و کار دارید و توان ریسک پذیری زیاد را ندارید بهتر است در حوزه ای ورود کنید که رقبای بیشتری در آن وجود دارد.

خیلی از افرادی که در حوزه های پررقابت شروع به فعالیت کردند و به موفقیت رسیده اند حالا کسانی هستند که رهبر کسب و کارها و ایده های جدید هستند. بعد از به موفقیت رسیدن در حوزه ای که هزاران رقیب در آن وجود داشته کسب و کاری با ایده جدید راه اندازی کرده اند و اولین در حوزه کاری خود شدند.

 

درآمد رقبای شما چقدر است؟ آیا تاکنون رشد خوبی داشته اند؟

سوال بعدی که باید به آن پاسخ دهید این است که وضعیت درآمدی رقبای شما در حوزه ای که انتخاب کرده اید چقدر است؟ آیا توانسته اند رشد خوبی از لحاظ درآمدی، تعداد مشتریان، افزایش تعداد محصولات و خدمات، افزایش بازدید سایت و … در طول این مدت داشته باشند یا خیر؟

دقیقا این موضوع به موفقیت شما در ایده ای که انتخاب کرده اید مربوط می شود. هرچقدر درآمد آن ها بیشتر باشد مطمئن باشید شما هم پتانسیل این را خواهید داشت که کسب و کارتان را در حوزه انتخابی تان رشد دهید و درآمدتان را افزایش دهید.

با کمی بررسی می توانید متوجه سطح درآمدی رقبایتان شوید. اینکه سایت شان در روز چقدر بازدید دارد، رتبه الکسای آن ها چقدر است، چه تعداد محصول دارند و روند تولید محصولات شان در ماه یا در سال چه طور است و آیا مشتریان شان از خدمات شان راضی هستند یا خیر و … نشان دهند این است که چقدر در کارشان موفق بوده اند. البته این موارد صرفا مثال بود. روش های خیلی زیادی است تا متوجه درآمد آن ها شوید.

 

آیا می توانم نسبت به رقبایم متمایز باشم؟

درست است که در قسمت اول به این موضوع اشاره کردم که در حوزه ای ورود کنید که رقابت در آن زیاد باشد. اما باید بدانید اگر در حوزه ای ورود کنید که رقبای زیادی داشته باشید و شما وجه تمایزی نسبت به آن ها نداشته باشید قطعا شکست می خورید.

به عنوان مثال سایت های زیادی در حوزه درج آگهی رایگان راه اندازی شدند که دقیقا شبیه هم بودند و هیچ وجه تمایزی با هم نداشتند! همه آن ها نابود شدند و فقط دو تا از آن ها که از همه بهتر بودند و مزیت جدیدی نسبت به قبلی ها داشته باقی ماندند.

مزیت رقابتی تنها عاملی است که مشتریان تان شما را به رقبایتان ترجیح می دهند و این مهم ترین عامل برای موفقیت در یک حوزه پر رقابت است. نوع ارائه محصول، پشتیبانی ویژه، کیفیت محصول، نوع بسته بندی و … را می توان نوعی از مزیت رقابتی دانست. البته مزیت رقابتی شما باید طوری باشد که رقبایتان نتوانند از شما تقلید کنند. در این صورت موفقیت از آن شما خواهد بود.

درست مثل شرکت اپل که برای اولین بار گوشی موبایل لمسی را روانه بازار کرد و تا مدت ها دیگر رقبایش در شوک بودند.

شما هم بهتر است قبل از راه اندازی هر کسب و کاری به این فکر کنید که آیا می توانید مزیتی نسبت به رقبایتان برای خود خلق کنید یا خیر؟ معمولا با بررسی رقبا و کمی خلاقیت می توانید از نقاط ضعف رقبا با خبر شوید و همان نقاط ضعف را در خود به عنوان مزیت رقابتی تقویت کنید.

 

آیا از عملی کردن این ایده لذت می برید؟

مهمترین سوالی که باید از خودتان قبل از شروع هر کاری بپرسید این است که آیا من با راه اندازی این کسب و کار می توانم از کارم لذت ببرم یا صرفا فقط برای پولدار شدن می خواهم این ایده را عملی کنم؟

خیلی از دوستان فقط با موفق بودن دیگران در کارشان تصمیم می گیرند در آن حوزه کاری ورود کنند. اما بعد از ورود به آن حوزه با هزاران مشکل برخورد می کنند. تنها دلیلش هم عدم علاقه به کاری که انجام می دهند است. این سوال را باید اول از همه مطرح می کردم چون مسلما بسیار مهم و حیاتی خواهد بود.

برخلاف تصور خیلی از دوستانی که می گویند علاقه به کار چه ربطی به پولساز بودن ایده برای ما دارد باید بگویم علاقه داشتن به کاری که انجام می دهید تنها دلیل تلاش کردن بی وقفه، ادامه دادن و صبر برای رسیدن به موفقیت در کارتان است.

پیشنهاد می کنم مقاله چرا علاقه به حوزه کاری در کسب و کار اینترنتی مهم است؟ را بخوانید.

 

جمع بندی و پایان مقاله

در این مقاله سعی کردم در مورد سوال پر تکراری که در ابتدا عنوان کردم صحبت کنم. اینکه از کجا بفهمیم ایده ای که انتخاب کرده ایم پولساز است یا خیر دقیقا با 4 سوالی که در این مقاله عنوان کردم رابطه مستقیم دارد. اگر بتوانید قبل از شروع هر کاری و عملی کردن هر ایده ای به این 4 سوال پاسخ درست دهید مطمئن باشید به راحتی می توانید از پولساز بودن ایده خود مطمئن شوید.

امیدوارم از این مقاله هم استفاده کافی را برده باشید. اگر شما هم تجربه ای در این قضیه دارید ازتون درخواست می کنم حتما در قسمت کامنت ها بنویسید تا دوستان دیگر هم از تجربیات ارزشمندتان استفاده کنند.

درباره ی جاوید گرشاسبی

جاوید گرشاسبی
علاقه زیادم به دیجیتال مارکتینگ باعث شد تا همیار وب را راه اندازی کنم. به نوشتن هم علاقه زیادی دارم و سعی می کنم با مقالاتی که منتشر می کنم نیازتون رو برطرف کنم. تمام محتویات سایت از تجربیات شخصی خودم هست و هدف اصلیم انتقال آن ها به شماست.

4 دیدگاه

  1. ممنون مقاله مفیدی بود

  2. با سلام در قسمتی از مقاله ذکر کردین مزیت رقابتی شما نباید طوری باشد که رقیبانتان بتوانند کپی و تقلید کنند ،این موضوع را من خوب متوجه نشدم چون به نظرم هر مزیتی رو میشه کپی کرد و بلافاصله اجراش کرد میشه این موضوع را بیشتر توضیح بدین مثالشم اگر ممکن هستش در زمینه کسب و کار های اینترنتی و محصولات آموزشی بزنین که چیکار‌میشه کرد که رقیبی به سادگی نتواند تقلید کند!

    • جاوید گرشاسبی
      جاوید گرشاسبی

      سلام دوست عزیز
      این مزیت رقابتی تو کسب و کارهای اینترنتی می تونه مثلا تولید محتوا باشه خیلی از سایت ها تولید محتواشون رو به سایت های خدمات تولید محتوا میدن و اونا هم فقط محتوای ترجمه ای تحویلشون میدن و هیچ جذابیتی برای مخاطب نداره اما محتوای سایت ما توسط شخص بنده نوشته می شه و حداقل قابل خواندن است. البته این فقط یک مثال از مزیت رقابتی خیلی کوچیک هست. مزیت رقابتی می تونه تولید محتوای ویدیویی خاص تر هم باشه. پشتیبانی ویژه، نوع ارائه خدمات و … می تونه مزیت رقابتی حساب بشه و خیلی از سایت های دیگه حتی حوصله نداشته باشند ازش تقلید کنند. به عنوان مثال ارائه پشتیبانی خوب از پس هر سایتی برنمیاد و خیلی از سایت هایی که همین الان چندین نیروی کار برای پشتیبانی دارند باز هم دارای پشتیبانی خیلی ضعیف هستند.
      موفق باشید

  3. متشکرم، دید بهتری توی کسب و کارم بهم داد
    زحمت کشیدید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.